شما از كساني بوده ايد كه شعر ايران را در تهران نمي دانيد ، بلكه تمام شعر ايران شعر ايران است ، مي خواستم در اين مورد كمي بيشتر توضيح دهيد ؟
جواب این سئوال در وهله اول می تواند خیلی ساده بوده باشد . یعنی بدیهی به نظر می رسد . اما واقعیات متظاهر ادبی ما چیز دیگری را نشان می دهد . آنچه از ادبیات معاصر نمایش داده می شود ، چیزی است که توانسته تریبون های محدود و محافل را به خدمت بگیرد . اما حقیقت ادبی ما نیست ، بلکه صدور و معرفی هدایت شده چند صدای غالب است که به صورت دسته جمعی و تکراری ، صرفنظر از کندوکاو جدی در کیفیت و تفاوت های آن ، نمایش داده می شود . یعنی خدمتی که یک کلان شهر مثل تهران با تجمیع امکانات و فراهم کردن ارتباط های آسان ، به نوعی از تجمع ادبی کرده است .
اگر باور می کردیم انواع ادبیات ما ( در اینجا مخصوصا شعر ) ، جز همانی که معرفی شده ، چیز دیگری در انبان خود ندارد ، نه تنها مشکلی وجود نداشت ، بلکه از چنین اتفاقی باید مشعوف هم می شدیم . لیکن حقیقت ، حرف دیگری هم دارد . و آن اینکه ، شعر اگر حاصل همه تجربه بشری از زندگی و زبان ، در زبان شاعر ( شعر ؟) است ، در این صورت شاعران دور از پایتخت ایران ، لاجرم در فضاهای اقلیمی ، اجتماعی و سیاسی متفاوتی زندگی می کنند که بی تردید در نوع صدای شعری آنها تفاوت ایجاد می کند . به این ترتیب نه یک یا چند صدای شعری مشخص و محدود ، که صداهای متنوعی در چهارچوب گستره زبان فارسی در کجا و کجاهای آن ، قابل انتظار است .
چنین انتظاری البته نوعی آرمانگرایی نیست . آن صداها واقعیت دارند که گاه و بیگاه به گوش می رسند . شاید آنها برای بعضی از گوش ها آزاردهنده باشد ، اما برای گوش ما قابل تشخیص و خوشنواز است . مخصوصا اینکه یقین داریم آنها از حنجره کسانی بیرون می آید که به ضرورت ( یا حتی به ناچار ) با صداهای گاه بشدت مشابه پایتخت آشنا بوده و تاثیرات لازم را هم از آن گرفته اند ، اما آنچه که وجه تمایز خودشان است هنوز به شدت بکر و طبیعی و زیبا است .
خوب ، داشتن چنین باوری ، خود به خود ، در ما این آرزو را پدید می آورد که کاش بشود امکاناتی فراهم شود که بتواند آنها را تشخیص داده و عرضه کند .
جناب شهامت ، آخرين گردهمايي شاعران در ظهيرالدوله حرف هاي بسياري را به دنبال داشت در مورد اتفاقاتي كه افتاده نظرتان چيست ؟
حرف های بعد از همایش شاعران ایران در ظهیرالدوله از هر دو نوعی که وجود دارد ، تنها از آنجا آغاز نمی شود . از همایش شاعران ایران در موسم نمایشگاه بین المللی کتاب با یاری مجله نافه ، شروع ، در مراسم ظهیرالدوله موکد می شود و تا اکنون ادامه پیدا می کند . این حرف ها بر دو نوع است . جنس اولی ها از نوعی است که در سراسر آن اشتیاق وجود دارد ، از جریان استقبال می کند ، آن را تشویق می کند ، با آن همراهی می کند . من این رفتار را با شناختی که از ماهیت جریان دارم هم طبیعی می دانم و هم زیبنده . یعنی اینکه کمترین رفتار یک انسان ادبی – فرهنگی ، در قبال یک حرکت خودجوش ادبی – فرهنگی ، همانا همرایی و همراهی با آن است . این رفتار شایسته را من مخصوصا در مراسم ظهیرالدوله شاهد بودم . اجتماع آنانی که در این عرصه سرشان به تنشان می ارزید به حدی بود که فکر می کنم خیلی بیشتر از انتظار برگزار کنندگان آن بود . مخصوصا اینکه به خاطر داشته باشیم که آن مراسم با کمترین حد اطلاع رسانی صورت گرفت .
اما حرف دومی هم هست . حرف آنانی که جریان را با توهم توطئه می بینند . به نظرم واکنش آنها هم نباید عجیب بوده باشد . به هر حال بسیاری از ما بی تعارف قبول کرده ایم در فرهنگ ایرانی از دیرباز وجه رفتار ایرادگیری ، بدبینی ، سرکوب و تردید نسبت به وجه تشویق ، خوشبینی و همرایی ، بیشتر و چشمگیرتر بوده و هست . بدی مسئله مخصوصا زمانی است که برای این کار از بهانه های کوچک و حتی بی ربطی به یاری می گیریم . مثلا در همین مسئله مراسم ظهیرالدوله سراغ داریم کسانی را که در شهرستان موفق به تهیه بلیط اتوبوس و آمدن نشده بودند . بعد از مراسم از ناراحتی نه تنها به خود مراسم ، بلکه به کل جریان و حتی به کانون نویسندگان ایران که هیچ دخالتی در مراسم نداشت ، با بی رحمی و بدترین ادبیات سرکوبگرانه تاختند . یا خیلی ها از اینکه اسمشان در لیست گزارش های خبری قید نشده بود بشدت ناراحت شده بودند . یا بعضی از دوستانی که در خارج نشسته و بلدند بگویند لنگش کن ناراحت بودند . عده ایی هم بودند و هستند که کاری به کیفیت هیچ کاری ندارند بلکه فکر می کنند بهتر است با هر حرکتی مخالفت کنند . به نظر من همه اینها باز می گردد به آن قسمت از سبقه فرهنگی که همه ما از آن ناراحتیم . طول این واکنش ها همین است که گفتم . اما یک خط عمود مدام هم بر آن وارد است که تکیه گاه اصلی اش است . تاکید بر یک دید مردسالارانه و حضور « من » در موازات هر اتفاق . منی که همواره حس غیبت یا حذف خود را دارد . این در حالی است که در اغلب موارد و در همایش مورد نظر حتما ، هر « منی » می توانست به آسانی و سادگی در متن جریان قرار گیرد .
اما باید خوشبینانه نگاه کنیم . همینکه چنین همایشی به این زودی این همه موافق و مخالف برای خود تدارک دیده ، نشانگر اهمیت آن است .
همايش شاعران ايران ، ما را ياد شب هاي شعر خوشه مي اندازد ، براي هدف مندتر كردن اين همايش چه پيشنهادي داريد ؟
خوشحالم که این همایش ، آن خاطره خوش را زنده می کند . فکر می کنم بهتر است منتظر بشویم تا همایش تجربه های بیشتری از خود را نشان بدهد . شاید خیلی از پیشنهادها جزو اهدافش خواهد بود . یا پیشنهادهای جدیدی را طلب خواهد کرد .
اگر و بلاگ را رسانه ي بدانيم اطلاع رسان ، نقش اين رسانه را چگونه مي بينيد؟
وبلاگ یک رسانه اطلاع رسان است . با این مزیت که در آن اطلاعات نه صرف اطلاعات ، که نتیجه گذر آن از خلوت و انس متمرکز صاحب وبلاگ هم هست . این بدان معنی است که فعلا آزادی بیان در حد بالایی در نوشته های محیط وبلاگی برقرار است . در این صورت با این وسیله ، تنها اطلاعات سربسته و بسته بندی منتقل نمی شود ، بلکه در عین حال اطلاعاتی با تشریح کیفی و واقعی و مخصوصا با صداقت بیشتری منتقل می شود . به نظر من کیفیت اخیر نشانگر تمایز آن با دیگر وسایل رسانه ای می تواند تلقی شود .
با وجود مالکیت ها و اجرای خطوط قرمز در وسایل رسانه ای دیگر ، محیط وبلاگی گذر از سطوح اطلاعات به اندرون آن را امکان پذیر می سازد . ضمنا فضایی هم هست که انواع اطلاعات را نمایش می دهد . بنابر این نقشی عظیم و کامل تری را دارد . اما فراموش نکنیم دسترسی به این محیط با توجه به هزینه بالایی که دارد ، برای همگان میسر نیست . همین امر از گسترش مانور آن می کاهد .
خيلي ها مي گويند كه شخصيت هايي كه دارند كارهاي اين گردهمايي را انجام مي دهند قابلیت شعری کافی را ندارند ، نظر شما چیست ؟
چنین حرفی را من نشنیده ام اما فرض می کنم شما به درستی نقل قول می کنید . در این صورت بحث پیش می آید . دلایل آنها چیست ؟ کدام معیار های مبثوت ، قابلیت شعری را بر کسانی شامل کرده ، بر دیگران نه ؟ و بالاخره پرسش های از این دست . در این گردهمایی ها من تقریبا به زعم خود از همه سرآمدگان انواع طیف شعری دیده ام که شرکت داشته و شعرخوانی کرده اند . خوب البته قبول دارم امکان بیشتری در اختیار صداهای غالب قرار نگرفته است . و این یکی از همان قرارهایی است که جزو اهداف همایش تلقی می شود .
از این توضیح هم که بگذریم این سئوال پیش می آید که آیا دوستان به خود ایده ایراد می گیرند یا به عوامل یا روش های اجرایی آن ؟
اگر مشکل در قسمت اول موضوع است ، به نظرم بی انصافی است . با این همه اگر ایده بهتری در پیش خود سراغ دارند خوب است که رو کنند . فکر می کنم در این صورت همه آنهایی که با مبحث شعر با حسن نیت برخورد می کنند ، همراهی لازم را خواهند داشت .
و اگر با قسمت دوم مشکل دارند باز هم رفتار اخیر قابل انتظار است . یعنی وقتی بحث شعر ایران مطرح است ، منتقدین از این نوع به عنوان شاعران ایران یا کسانی که این مهم را قبول می کنند ، می توانند پا پیش گذاشته و روش های بهتر خود را در درون جریان عملی کنند . در هر حال با قبول خود ایده ، آنچه که بعد از آن از عوامل اجرایی انتظار می رود اجرای موفق است . و توانمندی آنها در این قسمت ربطی به اندازه قابلیت شعری شان ندارد.
- هدف از گردهمايي شاعران چيست ؟
به طور کلی سعی بر این است صداهای مختلف شعر ایران شناسایی و معرفی گردد . در این اثناء شان کسانی که به طور حرفه ایی به شعر می پردازند مطرح خواهد شد و لازم خواهد بود در یک چهارچوب مشخص مسایل صنفی آنها و احقاق آن با ساز و کارهای تعریف شده پیگیری شود .
برنامه آينده ؟
تا ببینیم چه پیش می آید …


