منوچهر آتشي درگذشت
به گزارش خبرنگار فرهنگ و انديشه ايلنا, وي قرار بود روز شنبه از بيمارستان مرخص شود اما به خاطر ناراحتي قلبي به CCU منتقل و تحت مراقبتهاي پزشكي قرار گرفت و پس از وخامت حالش در بيمارستان سينا لحظاتي پيش با پاهايي از باران و رداها از مرزها فراتر رفت و جهان فاني را بدرود گفت.
منوچهر آتشي شاعر دره ها و كوه ها كه شعرهايش حال و هوايي خاص اقليم جنوب را دارد و آثاري چون" آهنگ ديگر" ,"غزل غزلهاي سرنا" منتشر كرده است و چند روز پيش به عنوان يكي از چهره هاي ماندگار اين مرز و بوم معرفي شد با پاهايي از باران و رداها از مرزها فراتر رفت و جهان فاني را بدرود گفت .
با يادش شعري از او را مرور مي كنيم
عبور آخر
با پاهايي از باران و رداها و دامنهاي از آب
از مغيلان زاران , آن همه بران
مي توان گذشت آسان
(تاريخ شعر اين را
مكتوب كرده )
البته
اگر آن خيسي خاص
موي و دهان و چانه ات را
تراوان شود
اين كه مي بيني هر خاري
گلبرگ لاله اي به منقار دارد
و هر ستاره از دهان خدايي پنهان مي برند
اين رمز زخمي مي گويد
من از صراط گذشته ام
گذشته ام
هر چند مستقيم
- چنان كه گفته بودند نبودند
نبود اما
من اكنون در دوزخم
و دست راست تو از آنطرف پل
در دست چپ من قفل است
مي توانم عبورت دهم ,
اما
حس مي كنم كه زبازوي راستم
- در انتهاي دنده ها
خبر چيني از فردوس
در كاربازي توطئهاي است
تا انقلاب دوزخي ما را
خنثي كند
ميتوانم آري
مي توانستم اگر باران
پيراهني از اكسيژن مي پوشاند
بر تو ...
تهران- خبرگزاري كار ايران
"منوچهر آتشي"، شاعر دره ها و كوه ها،كه به خاطر جراحي كليه در بيمارستان سينا بستري شده بود، لحظاتي پيش دارفاني را وداع گفت.
"منوچهر آتشي"، شاعر دره ها و كوه ها،كه به خاطر جراحي كليه در بيمارستان سينا بستري شده بود، لحظاتي پيش دارفاني را وداع گفت.
به گزارش خبرنگار فرهنگ و انديشه ايلنا, وي قرار بود روز شنبه از بيمارستان مرخص شود اما به خاطر ناراحتي قلبي به CCU منتقل و تحت مراقبتهاي پزشكي قرار گرفت و پس از وخامت حالش در بيمارستان سينا لحظاتي پيش با پاهايي از باران و رداها از مرزها فراتر رفت و جهان فاني را بدرود گفت.
منوچهر آتشي شاعر دره ها و كوه ها كه شعرهايش حال و هوايي خاص اقليم جنوب را دارد و آثاري چون" آهنگ ديگر" ,"غزل غزلهاي سرنا" منتشر كرده است و چند روز پيش به عنوان يكي از چهره هاي ماندگار اين مرز و بوم معرفي شد با پاهايي از باران و رداها از مرزها فراتر رفت و جهان فاني را بدرود گفت .
با يادش شعري از او را مرور مي كنيم
عبور آخر
با پاهايي از باران و رداها و دامنهاي از آب
از مغيلان زاران , آن همه بران
مي توان گذشت آسان
(تاريخ شعر اين را
مكتوب كرده )
البته
اگر آن خيسي خاص
موي و دهان و چانه ات را
تراوان شود
اين كه مي بيني هر خاري
گلبرگ لاله اي به منقار دارد
و هر ستاره از دهان خدايي پنهان مي برند
اين رمز زخمي مي گويد
من از صراط گذشته ام
گذشته ام
هر چند مستقيم
- چنان كه گفته بودند نبودند
نبود اما
من اكنون در دوزخم
و دست راست تو از آنطرف پل
در دست چپ من قفل است
مي توانم عبورت دهم ,
اما
حس مي كنم كه زبازوي راستم
- در انتهاي دنده ها
خبر چيني از فردوس
در كاربازي توطئهاي است
تا انقلاب دوزخي ما را
خنثي كند
ميتوانم آري
مي توانستم اگر باران
پيراهني از اكسيژن مي پوشاند
بر تو ...
+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در یکشنبه بیست و نهم آبان 1384 و ساعت
18:19 |


