تبليغاتX
از کنج چندم دایره -

می توانی از کلمات من پیاده شوی راه بروی کاه ببری به آتشی که برافروخته بوده ام در خود

می توانی آنها را به دوش بگیری پرتاب کنی بر سر درختانی که ریشه های خود را / با ترانه بادها آتش می زنند

یا لخت شوی مادرزاد هم بیشتر / زمخت ترینش را شوهر خود بخوانی / در به روی آدم و حوا ببندی     وه که چه عشقبازی تام از هر تمامی

و می توانی هر کاری دیگر باز هم و باز / تا بلکه / من کلمات تازه ایی پیدا کنم یا سکوتی از پر از بی و بی و بی تو

ت ات دور شو د / توات پوست اندازد به من / وات ابتر کند ادامه را

   

خواستی غمگین نه ، خشمناک شو و آن همه گیسوی مشکین ات را خراب / بر ماه بسوزان

از میان دود آبی اش خواهم گذشت / و آن بوی تند / برزخی را از دم صور اسرافیل و من / ترک برداشته / ترک داده است

و فرو خواهم شد در هوایی که حالا / از دروغی بزرگ زلال آمده است

آی مردم  آی مردم

دیگر به پنجره های خانه هاتان حسد نمی برم و آهنگ بارانش / صدای نمی شنوم حتاست

من از بار معشوق خالی شده ام بترسید / ساعت انفجارم به هر ثانیه کوک شده است

و جهنم را در سکوت و فریادم یک جا می برم / هیچ فرق نمی کند / سازمان های امداد از هر دو دست محروم است     بترسید

بتوانم تاریخ را تنهاتر بروم سرخوش و سوت زنان و زنان  را خوش نیایم اکبیری

+ نوشته شده توسط مظاهرشهامت در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت 18:21 |