یک یک به صف ایستاده اند

در هوایی سرد و مه آلود

با چهره های عبوس مسخ

سکوت کرده اند

و در وزش هیچ بادی

سر تکان نمی دهند

سال را می گویم

سال های گذشته را

نگاهشان که می کنیم

از وحشت می گریزیم

به سوی مرگ

نزدیک است نزدیک تا چند قدم

در آن جلوتر ایستاده

پشت یقینی که

از کودکی به همراه آورده ایم