هوا آکنده از بوی اندوه است
۱- اولین اس ام اس را از اسداله امرایی داشتم :
قیصر امین پور هم پرید . یادش گرامی باد
سهیل قاسمی نوشت :
پر از خاطره های ترک خورده هستم
باباچاهی جواب داد :
چه می توان کرد ، عزیزم .
نوشتم :
صبوری .
و می دانستم این صبوری دهشت گرفتاری در برزخ زندگی کردن است .
موسی مقدم شاعر و داستان نویس اردبیلی که در لاک تنهایی خود می نویسد و چقدر برایم عزیز است ، تلفن زد و خبر را گفت و بغضش ترکید . در بغض او مرگ امین پور را سخت تر باور کردم .
علی عبدالهی نوشت :
تسلیت به شعر فارسی و به شما
علیرضا پنجه ایی نوشت :
تسلیت ...
... و چه ها که که باز هم دیگران و دیگران نوشتند ...
۲- علیرضا بهنام خبر مرگ اندوهناکتر تیرداد نصری را تلفنی به من خبر داد :
... جنازه اش را در یکی از خیابان های لندن پیدا کرده اند ...
۳- کلمه ها بوی جنگ می دهند . نفس ها طعم باروت دارند و تصاویر با قطره های خون تداعی می شوند . اندوه متراکم و متورم می شود . هر شعری جرمی است با عقوبت دردناک ....