در كه مي گشايم آشنايم از چهره خونين برادران و خواهرانم را تشخيص نمي دهم . پوتين از پا درنياورده وارد مي شوند . پيامي است يا پناهي ، يا خورجيني از اميد . در آينه قدي ديوار به خود مي نگرم و از سفيدي چهره ام شرمسار ميشوم .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 19:49 توسط مظاهرشهامت
|