دیدار شاعر
چند روز پیش دوست شاعر ندیده ام علیرضا پنجه ای زنگ زد و گفت می آید پیشم . خیلی خوشحال شدم . دیدن شاعرانی که بارها و بار شعرهایشان را خوانده ام ، همیشه برایم مبارک بوده است . مخصوصا در مدت های اخیری که احساس می کنم غم غربتی ناشناس ، بر دل همه ما حاکم شده است .
شبی که با پنجه ایی و همسر مهربانش و شاعران و نویسندگان اردبیلی : صالح عطایی ، حسین فیضی و آیدین مسنن گذراندیم ، برای هر کدام ما پربار بود .
امشب هم پنجه ایی و همسرشان و فرهاد ابراهیمی سراینده ترانه مشهور آذربایجانی آیریلیق دور هم جمع شده ایم و می دانم شبی پر از صدای شعر خواهد بود .
مدتی بود به دلایل زیاد وبلاگم را به روز نکرده بودم . حرف های زیادی دارم که سر فرصت خواهم گفت . در اینجا فقط می گویم از دوستانی که برای شعر قبلی من پیغام گذاشته اند سپاسگزارم و از اینکه نتوانسته ام به آنها سر بزنم پوزش می خواهم . به زودی جبران خواهم کرد .