۱- اين روزها باز هم خبرهاي بد است كه پشت سر هم آوار ميشود . دوستي شاعر و انساني بزرگوار پس از بازگشت به تهران از جلسه نقد و بررسي دفتر شعر من در گيلان ، دچار عارضه قلبي شده و بستري شده است . اميدوارم به زودي بهبودي شامل حالش شده و ده ها سال ديگر براي شعر و انسانيتش زندگي كند .
۲-آقاي سام واثقي خبر دادهاند كه يكي از شعرهاي من به نام استكان سگ را به همراه اشعار تعدادي ديگر از شاعران ايران ، به زبان آلماني ترجمه كردهاند .
حاصل كار در راديو هامبورگ پخش شده است . ضمن تشكر و قدرداني از زحمت ايشان به زودي لينك كار ايشان را در اينجا قرار خواهم داد .
فعلا نتوانستهام به دليل سنگيني فايل آن را دانلود كنم .
۳- از دوستي بزرگوار مثل ناصر غياثي كه بارها مكاتبه انترنتي با هم داشتهايم و دورادور همديگر را از نزديك ميشناسيم و نيز مدتهاست كه از كارهاي همديگر باخبريم ، انتظار نمي رفت چون قسمتي از نقد من به دفتر يكي از شاعران را نمي فهمد ، از من به عنوان آن آقا ياد كند . نميدانم شايد آن سوي آب ، نزاكت هم مثل خيلي چيزهاي ديگر گرفتار دگرديسيهايي شده كه من نميتوانم درك كنم .