مراسم بزرگداشت عمران صلاحي شاعر و طنزپرداز در اردبيل برگزار شد

 

در هيجدهمين روز آبانماه و در هوايي سرد پاييزي اردبيل ، ميزبان مراسم بزرگداشت شاعرعمران صلاحي بود كه روستاي شام‌اسبي  زادگاه پدري وي بود .

در اين مراسم كه به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اردبيل و جمعي از شعرا و نويسندگان مستقل استان اردبيل برگزار گرديد ، تعدادي از شاعران ، نويسندگان و مترجمان كشور همچون رضا سيدحسيني ، مدياكاشيگر ، قدمعلي سرامي ، اسداله امرايي ، عليرضا پنجه‌ايي ، اردشيررستمي و شهرام شيدايي به همراه جمعي از نويسندگان و شاعران اردبيلي مانند مظاهرشهامت ، وحيدضيايي ، صالح عطايي ، عاصم اردبيلي ، آيدين فرنگي ، حبيب يزداني و ناهيد الهورديزاده و نيز  پرويز صلاحي  و ياشار صلاحي (برادر  فرزند عمران )  حضور داشتند .

با كنار رفتن پرده تماشاگران با عكس عمران كه از سقف صحنه آويزان شده بود روبرو شدند . عكسي كه در آن عمران انگار با همه حرف مي زد و مرگ خود را انكار مي‌كرد .

پس ازقرائت سرود ملي ايران مجري برنامه شعري از عمران صلاحي را براي حاضرين قرائت كرد . سپس گروه موسيقي اهورا ترانه مشهور و حزن‌انگيز آيريليق ( جدايي ) را در حضور سراينده آن فرهاد ابراهيمي اجرا كرد .

بعد از اجراي موسيقي اصغرتقي‌زاده شكيبا ( مدير كل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان ) ضمن گفتن خيرمقدم به حاضرين از سجاياي اخلاقي صلاحي سخن گفت و اضافه كرد كه « او شاعري بود كه هرگز به خاطر نان و نام كار نكرد ، بلكه در همه حال به فكر رسالت هنري‌اش بود .» رضاسيدحسيني ( مترجمي كه بعد از مدت‌ها در شهر زادگاهش حاضر شده بود ) پشت تريبون قرار گرفته و به ايراد سخنانش پرداخت . او گفت « عمران هنوز براي ما زنده است . آشناترين چيزي كه شما با آن آشنايي داشتيد و مي‌توانيد بگوييد ، نجابت حيرت‌آور عمران بود »

او اضافه كرد : « عمران به قدري نجيب بود كه وقتي كسي چيزي ولو كوچك به او مي داد هرگز فراموش نمي‌كرد ، در عوض اگر خود او براي كسي كار بزرگي انجام مي داد در همان لحظه فراموش مي‌كرد »

 سيدحسيني كه قبلا هم عذرخواهي كرده بود كه نمي‌تواند زياد حرف بزند ، در اين قسمت شعري از جامي را خوانده و برنامه‌اش را به پايان رساند .

قدمعلي سرامي يكي ديگر از سخنرانان پس از سيدحسيني به صحنه رفت . او در ميان صحبت‌هايش يادآور شد « عمران مي‌دانست غصه خوردن و اندوهگين بودن ارزشي ندارد بنابراين با شادي زيست »

 سرامي سپس به نقل خاطراتش با عمران پرداخته ، سپس با خواندن شعري از خود كه در زما ن حيات صلاحي براي او سروده بود صحنه را ترك كرد .

در اين قسمت وحيدضيايي  از مديا كاشيگر نويسنده و مترجم دعوت كرد تا در پشت تريبون حاضر شود .

كاشيگر گفت :« همه ما فكر مي‌كرديم عمران از همه به ما نزديكتر است اما بعدها فهميديم او به همه نزديك بوده است . »

 كاشيگر ادامه داد : « براي من عمران در حقيقت به قول علمايي كه در مسائل روانشناسي كار مي كنند ، يك الگوي طنزپرداز است »

كاشيگر سپس با اشاره به سه وضعيت زبان ، روايت و بازي كه رولات بارت تعيين كرده ، درباره جايگاه طنز و طنز عمران صلاحي صحبت كرد .

در ادامه پرويز صلاحي برادر عمران در جايگاه قرار گرفته و پس از نگاهي به حاضرين  ، گفت :« قبل از اينكه به اينجا بيايم به خاطر برادرم خيلي غمگين بودم اما وقتي به عكسي از او كه در پشت صحنه آويزان است نگاه كردم فكر كردم عمران زنده است و شايد همين الان در ميان ما نشسته است »

صلاحي در ادامه نگاهي به همه كرده و گفت « فقط مي‌خواهم بگويم مواظب خودتان باشيد شايد عمران در همين دور و برها باشد »

در ادامه  مجري برنامه با خواندن شعري ، فضاي سالن را در سكوت برد تا صداي عمران صلاحي پخش شود .

 عمران از خاطره‌اش در سفر به تركيه مي‌گفت و شعري با عنوان سه‌نقطه را كه با دوستان همسفرش شروع كرده و بعدا روي آن كار كرده بود مي‌خواند . حاضران با اندوه و خنده آميخته به هم گوش مي‌دادند .

« صلاحي را در توامان شعر و طنز بايد بررسي كرد . اين هر دو چنان در عمران تنيده‌اند كه كمي يكي به گونه‌ايي ديگريست . عمران هرگز شاعري آوانگارد و پيشرو نبوده است و هرگز به فكر خرق عادت در فرم نبوده . چنانكه خود در مصاحبه اي گفته كه برخي به جاي راه رفتن كله معلق مي‌زنند» .

اينها را عليرضاپنجه‌اي شاعر گيلاني گفت و در ادامه به خصلت پوپوليستي بودن  شعر صلاحي اشاره كرد . پنجه‌اي معتقد بود دلمشغولي عمران به كار در نشريات طنز ، بر جديت شعر او لطمه زده است . يعني چون طنز مخاطب‌محور است و مخاطب واقعي شعر ، كثرت‌پذير نيست ، بنابراين شعر عمران نمي توانست به اندازه شعر ديگران جدي باقي بماند . او با اشاره به طنز در اشعار فروغ فرخزاد ، نصرت رحماني و سهراب سپهري ، نوع آن را با طنز عمران تفكيك كرد .

مظاهرشهامت نويسنده و شاعر اردبيلي سخنران بعدي  بود .

 شهامت گفت : « قدرت ناگهاني ، ممكن است آدمي را متعجب كند . ممكن است تا زماني ، امكان هر حركت و رفتار مقابله‌كننده را از او سلب كند ، همچنين ممكن است او را وادار كند به سنجش رفتار خود در آينده بينديشد . اما در هر حال چنين قدرتي يا ماهيتا سياسي است يا ماهيتي سياسي دارد و در هر حال عمر كوتاهي خواهد داشت »

 شهامت سپس با برشمردن ويژگي قدرت قرهنگي و ميل ماندگاري آن ، طنز مستقيم را قدرتي دانست كه قدرت‌هاي ديگر را  تحقير مي كند .

 او با اذعان به اينكه روانشناسي فرهنگ ايراني  بر غم و اندوه استوار است گفت : « يادمان باشد عمران صلاحي در چنين آوردگاهي هراس‌آور ، كه ديگران بسيار را زهره ورود نبود ، زيركانه و شجاع چنگ و پنجه در صخره و صورت قدرت فرهنگي – اخلاقي كبره‌بسته انداخت و خراشيد »

در ادامه برنامه عاصم اردبيلي و ناهيد الهورديزاده شعرهاي خود را خواندند و شهرام شيدايي ترجمه به زبان آذري خود از يك شعري بلند شيمبورسكا را قرائت كرد .

سخنران بعدي اسداله امرايي بود . وي با اظهار اينكه اميدوار بوده است در فرصت ديگري به اردبيل بيايد گفت : « دوستان قبل از من تقريبا همه گفتني ها را درباره عمران گفتند و در واقع حرف‌هاي آنها حرف دل من هم بود .»

امرايي در ادامه شعري تركي را قرائت كرده و گفت :« نمي دانم صلاحي آنطور كه دلش مي‌خواست زندگي كرد يانه ، ولي مطمئنم آنطور كه مي خواست مرد . مرگي كه همه ما آن را آرزو داريم »

در ادامه امرايي خاطره اي را گفت كه عمران شعري از استاد شهريار را بارها زمزمه مي‌كرده‌است .

امرايي با قرائت شعر شهريار و نقل خاطره‌اي ديگر از صلاحي صحبتش را به پايان برد . 

 

اردشير رستمي كاريكاتوريست با بيان خاطراتش از عمران صلاحي در آخر صحبت‌هايش شعري از ريتسوس را قرائت كرد .

و بالاخره آيدين فرنگي مترجم و روزنامه‌نگار اردبيلي گزارش خود از روستاي زادگاه پدري عمران صلاحي و گفتگو با فاميل‌هاي او كه هنوز در آنجا سكونت دارند  را براي حاضران خواند .

 پايانبخش مراسم اجراي قطعه‌اي موسيقي و قدرداني مدير كل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي از مدعوين بود .

 

 

در حاشيه :

قطب‌الدين صادقي منتقد تاتر و سينما در جلسه حضور داشت .

حبيب‌يزداني شاعر و طنزپرداز اردبيلي به خاطر ضيق وقت نتوانست مطلب خود را ارائه كند .

صالح‌عطايي شاعر آذري به دليل هدايت رضاسيدحسيني براي استراحت از سخنراني خود بازماند .

نمايندگان خبري صدا و سيماي اردبيل و ديگر خبرگزاري ها در مراسم حضور فعال داشتند .

شركت بازرگاني رضائيان به سرپرستي ياسررضائيان با چاپ كارت‌هايي با تصوير و شعري از عمران صلاحي و خريد و اهداء ده ها جلد از كتاب‌هاي شعرا و نويسندگان اردبيلي حضور فعالي از خود را در مراسم نشان داد .