1 + من
ميشويم = ما
يعني تو و من
يا من و او
ميتواني تو بروي از يك چراغ قرمز حلقآويز شوي
يا خلق شوي در سطري شعر
صفحهاي داستان
من – 1
ما - تو
يا خواب بمانم من
درست آنگاه كه بايد
بيدار ميشدم براي يك سلام داغ
كنار فضاي هردم كبود
1 _ من
او
دلش ميخواهد هميشه
بنشيند كنج برگ
زرد و نارنجي پاييز را بشمارد
1
1
1
+
-
رضا دادهام
ايي
است
به رياضت رياضيات
اين روان كفآلود است
آلوده
تو دامنت
او دستش
من آوازم همه كه از تاريخ
0
حاصلجمع اين همه حرف
روزنهاي
براي آغاز ديدني دوباره
دوبار
كه باور كنيم 1
قائم بر زمين است
و 1
موازي ي رنج
هر چند 2
آواز گنگ شادي ميماند
در قلكي
يك سكه را
به صدا در ميآورد .
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۸۵ ساعت 6:27 توسط مظاهرشهامت
|